به یادت

سلام

امروز یکی از بهترین دوستام خیلی دلتنگ عزیزی شده بود که چندی پیش اون رو از دست دادیم

پدر بزرگم

حالا که این دوستم گفت ، دلیلی شد که اینجا شعری که برای پدر بزرگم  گفته بودم رو انتشارش بدم

اسم این شعر «در سوگ پدر بزرگ» است

«از دیده ی من برون شدی چندی پیش»

«من ماندم و دیده ی تر و قلبی ریش»

«این آه پیامی که بگویم بر عشق»

«سوغات من است از پریشانی خویش»

«رفتی و ز رفتنت به سوگ آمده ام»

«فکرم شده درهم و دلم پر تشویش»

«با خنده ی تو چه شاد می شد دل من»

«لبخند خوشی و باطنی نیک اندیش»

«قلبم ز فراق تو بسوزد شب و روز»

«هر کس که نگرید نبود بر این کیش»

«در راه سفر ، خدا به همراهت باد»

«در منزل ما کاش تو می ماندی بیش»

/ 27 نظر / 127 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریماه

از بس هر وقت دیدمش از فاصله 100کیلومتری بهش سلام کردم دلش یکم به رحم اومده!

بهنام

مهران جان حداقل جواب آدمو بده دلم خوش باشه ...[لبخند]

fateme

سلام خیلی دیراومدم جواب نظرتونو بدم اما سرم شلوغ بود ببخشید شماهم وبلاگ خیلی جالبی دارین [لبخند]

غریب آشنا

سلام سلام هزار تا سلام [لبخند][گل] با عنوان: [گل] [گل] [گل] [گل] سلمان محمدی بزرگمرد ایران زمین بروزم!!! [گل] [گل] [گل] [گل] [گل]

بهنام

بازم داره حوصلم سر میره ...[عصبانی]

بهنام

با این وضعیت می خوای کلا جمع کن . [قهقهه]

بهنام

مطمئن شدم به وبلاگت سر نمی زنی .[منتظر]

shaghayegh

agha mehran koja rafti yehoo se halat dare ya bi marefat shodi ya ye etefaghi bara khodet ya computeret ya internetet oftade halat sevom ine ke zanbur nishet zade[ناراحت][متفکر][سوال][مغرور][قلب][خداحافظ]